الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

23

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

« وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ » ؛ « 1 » أَعاذَنَا اللَّهُ مِنَ الشّرْكِ وَالْغُلُوّ وَالْإِلْحادِ وَالتَّشْبِيهِ وَالتَّعْطِيلِ ، وَمِنَ التَّقْصِيرِ فِي مَعْرِفَةِ أَوْلِيآئِهِ وَمَناصِبِهِمْ وَمَقاماتِهِمْ . 2 - تفويض ، شرك و باطل است تفويضى كه باطل و خلاف توحيد است ، دو معنى دارد : اوّل اينكه : بندگان در كارهاى خود مستقل و فاعل بالاستقلال باشند و قضا و قدر الهى در كار نباشد ، افعال عباد از حيطه اراده و نظم عامّ الهى در عالم خلقت خارج باشد . دوم اينكه : امر خلق ، رزق ، اماته ، احيا ، شفاى بيماران ، برقرارى نظامات و تدبير كاينات ، به حجج الهى عليهم السلام يا به غير ايشان واگذار شده باشد كه فاعل بالاستقلال در اين امور باشند و خدا از تدبير امور و افعال كناره‌گيرى كرده و عالم را به غير خود سپرده باشد . « 2 » واضح است كه تفويض به اين دو معنا ، خلاف براهين عقلى و ادلّه شرعى است . امّا از نظر عقلى : از اين رو كه استقلال غير خدا در افعال و تدبير امور كاينات ، هرچند به اقدارِ خدا باشد و حادث بوده و ازلى نباشد ، منافى با ذاتِ ممكن است كه بىاستقلال و عينِ وابستگى و تعلق و ارتباط به واجب الوجود است ؛ خواه مجعول بالذات ،

--> ( 1 ) . سوره مائده ، آيه 64 . ( 2 ) . تفويض در امور تشريعى و جعل و وضع تكاليف نيز آمده است كه در آينده ، جداگانه از آن بحث خواهد شد . ان شاء اللَّه .